ساحت های وجودی و رابطه با «خود» در قرآن

نویسندگان

1 دانشیار و عضو گروه ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی

2 استادیار و عضو هیئت علمی گروه الاهیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

چکیده

مراد این نوشته از «خود» معنای عام نفس است نه نفس خاصی مانند اماره یا لوامه. از این نظر می توان گفت که شامل همه آنهاست. به همین دلیل نتایج این رابطه می تواند اعلی یا اسفل باشد. رابطه همواره معطوف به دیگران است اما رابطه با خود(معطوف به خود) از ویژگی های انسان است و سایر موجودات نمی توانند با خود رابطه برقرار کنند و تنها انسان می­تواند در عین اینکه می­داند غیر از خود موجود دیگری در میان نیست، با خود رابطه برقرار کند؛ خودشناسی و خودکاوی کند (ساحت معرفت)؛ خود را دوست یا دشمن بدارد (ساحت روان)؛ له یا علیه خود چیزی بخواهد(ساحت اراده)؛ با خود سخن گوید(ساحت گفتار) و یا له یا علیه خود کاری انجام دهد (ساحت کردار). بسیار بعید است که حیوانات خود را تشویق کنند اما انسان تنها موجودی است که می تواند با خود چنین تعاملی داشته باشد. قرآن کریم بعد از رابطه با خدا بیشترین توجهات را به این رابطه معطوف داشته است. انسان از طریق این رابطه می­تواند به تکامل روحی دست یافته و به اوج بندگی خدا برسد؛ زیرا در سایه چنین رابطه­ای است که انسان به زوایای روح و روان خود پی می­برد و درک می کند که خودنگهداری در تکامل وی نقش مهمی ایفا می­کند. این رابطه می تواند در ساحت های پنج گانه معرفت/عقل، روان(شامل احساسات، عواطف و هیجانات)، اراده، گفتار و کردار محقق شود. چیستی و چگونگی  تحقق این روابط در وجود انسان می تواند آثاری را در انسان پدید آورند. از جمله این آثار خویشتنداری و فرو خوردن خشم است. ضمن اینکه انسان در سایه ایجاد رابطه با خود در ساحت کردار می تواند اعمالی انجام بدهد که موجب ارتقای روحی­اش شود. علاوه بر این­ها، انسان از طریق رابطه با خود می­تواند به فلسفه آفرینش خود پی برده و بخش قابل توجهی از حیات طیبه را حاصل نماید و در اثر استمرار رابطه با خود می تواند مطلوبهای اخلاقی، دینی، روانشناختی و عرفانی را حاصل نماید.

کلیدواژه‌ها