ماهیت شرط ضمن عقد و ارتباط آن با صحت و فساد عقد از منظر فقهای معاصر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

3 دانشیار مدرسه عالی شهید مطهری

چکیده

 
 
 
 
در خصوص ارتباط بین شرط و عقد دیدگاه­های مختلف و مغایر زیادی بیان شده است که بیشتر مرتبط با تحلیل­های پیشینی یعنی نظرات فقهای قدیم بوده و مطالب پسینی یعنی نظرات فقهای معاصر مورد بررسی قرار نگرفته است.  طبق نظر اکثریت یا همان نظرات فقهای قدیم، شروط ضمن عقد از حیث حدوث و بقاء تابع عقد اصلی می­باشند، اما؛ بر مبنای دیدگاه دیگر که قائلین به آن برخی از فقهای معاصر می­باشند شرط و عقد هیچ ارتباطی با هم ندارند. به نظر موافقین این دیدگاه، با تفکیک شروط، به­شرط وابسته و مستقل و توسل به مبانی موجود، بیان می­دارند شروط مستقل صرفاً از حیث «حدوث» تابع عقد است ولی «بقاء» آن و احکام مترتب بر این­گونه شروط، تابع ماهیت آن است بنابراین با انشای عقد ایجاد می­شود ولی با توجه به­قصد دو طرف یا حکم قانون یا طبیعت شرط، ظرفیت بقاء دارد و تابع بقاء و اعتبار عقد نیست. بنابر این نظر شرط هیچ­گونه ارتباطی با عقد نداشته و لذا تمام شروط ابتدایی معتبر و لازم­الاوفا است و چنانچه شرط صحیحاْ واقع شده باشد لازم است وفا شود و اگر صحیح نباشد اعتباری ندارد، لذا مبطل عقد نیست. مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی از طریق کتابخانه­ای و اسنادی با هدف بررسی نظر فقهای معاصر پیرامون ارتباط بین شرط و عقد به نگارش درآمده به این نتیجه می­رسد که: بر اساس نظریه برخی از فقهای معاصر، همواره شرط، تعهد مسقل از عقد است. یعنی در حقیقت در معامله­ای که شرطی در ضمن آن آورده می­شود دو تعهد مستقل از یکدیگر صورت می­پذیرد و بر مبنای تعهد مستقل بودن شرط، صحت و فساد شرط هیچ­گونه تاثیری در عقد ندارد.
 
 
 
 

کلیدواژه‌ها