نقد نظرفروید در «رابطه با دیگران»، با رویکرد قرآنی

نویسندگان

1 دانشایار گروه ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی

2 استادیار گروه الاهیات پزوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

چکیده

یکی از راه های شناخت انسان بررسی روابط اوست. در فرهنگ های مختلف این روابط مورد بررسی قرار گرفته و متفکران مختلف در سنت های فلسفی و غیر فلسفی جوانب مختلف این روابط را کاویده اند. روابط به حصر عقلی در چهار حوزه قابل تحقیق اند که عبارتند از: 1) رابطه ی انسان با خدا؛ 2) با خود؛ 3) با سایر انسان ها و4) با طبیعت. از میان این روابط، رابطه انسان با خدا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ زیرا این رابطه حد و حدود و کم و کیف سایر روابط را مشخص و معین می‌کند. این روابط در ساحت های پنجگانه 1) عقیدتی – معرفتی؛ 2) روان (شامل احساس – عاطفی و هیجان)؛ 3) اراده؛ 4)  گفتار و 5) کردار تحقق می یابند. در میان برجسته ترین متفکران غرب می توان از زیگموند فروید یاد کرد که راجع به همه روابط، به ویژه رابطه انسان با دیگران، نظر داده است. فروید با فرض نفی خدا، درباره رابطه با دیگران برمبنای نظریه عقده­های درونی و سایق­های جنسی می نگرد و سرکوب شدن آن را عامل بسیاری از ناهنجاری های بشر می داند. او با ذکر مثال ها و ارایه شواهدی، محدودیت در روابط جنسی را زمینه­ساز بروز بسیاری از معضِلات می داند. در سنجه این نظرات با قرآن به این نتیجه رسیدیم که به رغم یافتن شواهد معدودی در تصدیق نظر فروید قاعده در «رابطه با دیگران» تابع شرایط تربیتی است و بدون آن نمی­توان نظری را به عموم آدمیان تعمیم داد.

کلیدواژه‌ها